مشهد به تکرار بهار نیازی ندارد
تاریخ انتشار:
محسن سراجی – مدیرخلاقیت و طراح تجربه
استقبال از بهار برای مشهد فرصتی مهم برای تجربه هنر در زندگی روزمره است؛ فرصتی که ارزش آن را باید در کیفیت رابطه مردم با شهر سنجید. پرسش اصلی برای دوره بعد این است: آیا برنامه نوروزی میتواند چیزی به حافظه، مهارت و زندگی فرهنگی شهر اضافه کند که پس از جمعآوری آثار نیز باقی بماند؟
شهرداری باید پیش از سفارش اثر تازه، معیار موفقیت استقبال از بهار را بازتعریف کند. تعداد آثار نصبشده، وسعت نورپردازی و شمار عکسهای منتشرشده اطلاعات اجراییاند؛ برای داوری درباره اثر فرهنگی، به شواهد دیگری نیاز داریم.
وعده تفاوت باید قابل سنجش شود
بحث عبور از تزئین صرف، تازه نیست. در گزارش نشست خبری جشنواره بهار ۱۴۰۲ در ایلنا، بر تعامل، تناسب اثر با مکان و توجه به مناطق کمبرخوردار تأکید شده بود. این سابقه نشان میدهد زبان تغییر پیشتر وارد برنامهریزی شده است؛ اکنون باید نتیجه آن را با ارزیابی مستقل دنبال کرد.
این یادداشت ادعا نمیکند همه آثار دورههای گذشته تکراری یا بیاثر بودهاند. بدون بررسی میدانی، اطلاعات هزینه و پژوهش مخاطب نمیتوان چنین حکمی داد. نقد متوجه الگویی است که ممکن است نوآوری را به تغییر موضوع و شکل آثار محدود کند، در حالی که شیوه سفارش، ارتباط با محله و معیار ارزیابی تقریباً ثابت بماند.
از سفارش شیء به تعریف تجربه
هنرمند باید بداند اثر قرار است چه امکانی برای چه کسانی ایجاد کند. یک میدان پرتردد، گذر محلی، پارک کودک و مسیر زیارتی نیازهای یکسان ندارند. فراخوانی که فقط موضوع، ابعاد و جنس اثر را تعیین کند، بخش مهمی از مسئله طراحی را نادیده میگیرد: مخاطب کجا مکث میکند، چگونه مشارکت میکند و چه تجربهای با خود میبرد؟
برای نمونه، یک پروژه میتواند روایتهای ساکنان محله را به مسیر شنیداری تبدیل کند؛ پروژهای دیگر، کارگاه ساخت مشترک برای کودکان و هنرمندان باشد؛ و اثری دیگر، امکان نشستن، تماشا و گفتوگو را در فضایی کماستفاده فراهم کند. اینها پیشنهادند و به آزمایش، مجوزهای لازم و بررسی ایمنی نیاز دارند. ارزششان در پاسخدادن به یک موقعیت مشخص شهری است.
تعاملیبودن نیز باید کیفیت داشته باشد. فشردن یک دکمه یا گرفتن عکس کنار یک حجم، بهخودیخود مشارکت فرهنگی عمیق ایجاد نمیکند. مشارکت زمانی جدیتر میشود که مردم در شکلگیری معنا، تولید روایت یا ادامه زندگی پروژه سهم داشته باشند.
عدالت فرهنگی را با نقشه تجربه بسنجیم
توزیع تعداد مشابهی اثر میان مناطق، بهتنهایی عدالت فرهنگی را تضمین نمیکند. دسترسی پیاده، امکان استفاده افراد دارای معلولیت، امنیت، ساعات حضور خانوادهها و پیوند با فعالیتهای محلی نیز باید بررسی شود. ممکن است یک برنامه کوچک با همراهی کتابخانه یا مدرسه محله، اثر عمیقتری از چند نصب پراکنده داشته باشد.
پیشنهاد عملی، انتخاب چند محله با شرایط متفاوت و آغاز گفتوگو با ساکنان پیش از انتشار فراخوان است. شهرداری میتواند مسئله هر مکان را منتشر کند و از گروههای هنری بخواهد برای همان مسئله پیشنهاد دهند. در این مدل، شناخت محله بخشی از کار حرفهای و دارای حقالزحمه است.
اقتصاد اثر پس از نوروز آغاز میشود
هر سفارش باید از ابتدا برنامه نگهداری، تعمیر، انبارش یا استفاده دوباره داشته باشد. اثر موقت میتواند ارزشمند باشد؛ اما موقتیبودن نباید به نامعلومبودن سرنوشت مصالح و هزینههای بعدی منجر شود. همچنین یک اثر دائمی، بدون بودجه نگهداری و تناسب با مکان، الزاماً سرمایه فرهنگی ماندگار نخواهد شد.
قرارداد هنرمند باید حقوق طراحی، نحوه درج نام، حدود بازتولید و حق استفاده از تصاویر اثر را روشن کند. اگر قرار است طرح در چند نقطه تکرار شود یا بعداً به محصول و محتوای تبلیغاتی تبدیل شود، این استفاده باید از ابتدا تعریف و جبران شود. کیفیت رابطه شهرداری با هنرمند، بخشی از کیفیت سیاست فرهنگی شهر است.
همکاری با گالریهای مشهد، دانشگاهها و فضاهای مستقل میتواند دامنه برنامه را گسترش دهد؛ به شرط آنکه نقش، مسئولیت و سهم اقتصادی هر طرف روشن باشد و همکاری به دریافت خدمات رایگان از هنرمندان محدود نشود.
شفافیت را جزئی از طراحی جشنواره کنیم
در گزارش خبرآنلاین در ۲۷ اسفند ۱۴۰۴، از دریافت ۱۱۰۰ پیشنهاد در حوزه المان و آثار نوری و آمادهشدن ۱۹ اثر منتخب و ۱۳ اثر سفارشی برای بهار ۱۴۰۵ خبر داده شد. این آمار درباره فرایند تولید اطلاع میدهد؛ سنجش نتیجه، به اطلاعات تکمیلی نیاز دارد.
برای دوره بعد میتوان معیارهای داوری، شیوه مدیریت تعارض منافع، دلایل انتخاب و تفاوت مسیر سفارش مستقیم با فراخوان را منتشر کرد. گزارش پایانی نیز بهتر است هزینه تولید و نگهداری، نحوه توزیع جغرافیایی و یافتههای پژوهش مخاطب را دربرگیرد. در دسترسبودن این اطلاعات، نقد حرفهای را ممکن میکند و از تبدیل اختلاف سلیقه به داوریهای بیپشتوانه میکاهد.
یک آزمایش محدود پیش از توسعه سراسری
تغییر میتواند با چند پروژه آزمایشی آغاز شود. برای هر پروژه، یک هدف روشن مانند افزایش مکث و گفتوگو، مشارکت خانوادهها یا آشنایی با روایت محله تعیین شود. وضعیت پیش از اجرا ثبت شود و پس از اجرا، مشاهده میدانی و گفتوگوی کوتاه با مخاطبان انجام گیرد. مقایسه با مکانها و زمانهای مشابه کمک میکند اثر برنامه با تغییرات عادی رفتوآمد اشتباه گرفته نشود.
در کنار شمار مشارکتکنندگان، باید کیفیت تجربه، دسترسپذیری، هزینه نگهداری و امکان ادامه همکاری محلی را سنجید. پروژه موفق میتواند توسعه یابد و پروژه ناموفق باید فرصتی برای یادگیری باشد. این مسیر، برای شهرداری امکان اصلاح تدریجی و برای هنرمند فرصت آزمودن ایده فراهم میکند.
مشهد به بهاری نیاز دارد که حاصلش در زندگی فرهنگی شهر ادامه پیدا کند. معیار این تغییر، توانایی برنامه در ساختن رابطهای معنادار میان مردم، هنرمندان و مکان است. استقبال از بهار زمانی ارزش بیشتری میآفریند که شهر پس از پایان جشنواره، چیزی برای ادامهدادن داشته باشد.
تصویر شاخص، تصویرسازی مفهومی با کمک هوش مصنوعی است و عکس مستند از آثار یا مکان مشخصی در مشهد نیست. برای مطالعه بیشتر: هنر عمومی و حضور آن در فضای شهر.