مشهد بهعنوان یکی از شهرهای فرهنگی ایران، با وجود ظرفیتهای هنری گسترده، هنوز با چالشهای جدی در آموزش هنر روبهروست. اگرچه دانشگاه هنر به صورت محدود و چند موسسه خصوصی و آزاد در شهر فعالیت دارند، اما کیفیت آموزشی، نظام انتخاب دانشجو و اساتید، سرفصلها و حتی اعتبار مدارک اغلب با نیاز واقعی بازار و اکوسیستم خلاق همخوانی ندارد.
اگر مردم بدانند چه حجم عظیمی از بودجه، نیروهای انسانی و منابع صرف پروژههای «استقبال از بهار» میشود، احتمالاً هیچکس راضی به ادامه آن نبود. هزینههای کلان برای المانهای هنری، پروژههای نمایشی، سیستمهای در اختیار و رسانههایی که مدیریت میشوند، اغلب با نتیجهای بسیار سطحی و حتی ناکارآمد همراه است.
مشهد، شهری که روزی مهد هنر و خلاقیت بود، امروز شاهد هجرت ناگزیر هنرمندانش است؛ هنرمندانی که با امید به رشد و شکوفایی وارد صحنه شدهاند، اما ناچارند در سکوت و سرخوردگی شهر خود را ترک کنند. این هجرت نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار است؛ اجبار به ترک شهری که توان و ظرفیت شنیدن، حمایت و ارزشگذاری به خلاقیت را ندارد.