اگر مردم بدانند چه حجم عظیمی از بودجه، نیروهای انسانی و منابع صرف پروژههای «استقبال از بهار» میشود، احتمالاً هیچکس راضی به ادامه آن نبود. هزینههای کلان برای المانهای هنری، پروژههای نمایشی، سیستمهای در اختیار و رسانههایی که مدیریت میشوند، اغلب با نتیجهای بسیار سطحی و حتی ناکارآمد همراه است.
مشهد، شهری که روزی مهد هنر و خلاقیت بود، امروز شاهد هجرت ناگزیر هنرمندانش است؛ هنرمندانی که با امید به رشد و شکوفایی وارد صحنه شدهاند، اما ناچارند در سکوت و سرخوردگی شهر خود را ترک کنند. این هجرت نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار است؛ اجبار به ترک شهری که توان و ظرفیت شنیدن، حمایت و ارزشگذاری به خلاقیت را ندارد.
رسانه مستقل، قلب تپنده هر اکوسیستم فرهنگی و هنری است. جایی که ایدههای تازه، نقدهای صادقانه و صداهای متفاوت میتوانند شنیده شوند و مسیر گفتوگو، خلاقیت و نوآوری باز بماند. اما در مشهد، نشانههای مرگ رسانه مستقل دیده میشود: محدودیتها، تمرکز قدرت، انحصار دسترسیها و فضای اقتصادی ناپایدار باعث شده بسیاری از رسانههای کوچک و مستقل، توان ادامه فعالیت خود را از دست بدهند.