بررسی تاثیر بیلبوردهای تبلیغاتی در سطح شهر

در دنیای امروزی تبلیغات به حدی بازندگی انسان آمیخته‌شده که جزئی جدایی‌ناپذیر از روابط او با دنیای پیرامون به‌حساب می‌آید و در انواع کانال‌های ارتباطی انسان‌ها جابازکرده است.

تقریباً در تمام دنیا این موضوع که تبلیغات به‌صورت نامحسوس می‌تواند بر ذهن مخاطب تأثیر بگذارد اثبات‌شده و آیین‌نامه‌هایی نیز در این رابطه وضع‌شده است.

در ایران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز قوانینی در این رابطه وضع نموده است که تبلیغات بایستی مطابق با آداب‌ورسوم و موازین اخلاقی و فاقد ترویج مصرف‌گرایی و تجملات باشد. (http://www.ad.gov.ir/cn/print.php/staticPages/22 مرجع خبر

اخیراً در سطح شهر شاهد بیلبوردهای تبلیغاتی مختلفی هستیم که گاها دیده‌شده که حتی در صورت معرفی مشتری جدید برای سالن عروسی هزینه‌های هنگفتی هم به‌عنوان پاداش پرداخت می‌شود!

اگرچه در بحث بازاریابی این اتفاق کم‌وبیش می‌افتد و مغایرتی با اخلاقیات ندارد اما سؤال این است این تبلیغات گسترده در سطح شهر چه تأثیری می‌تواند بر فرهنگ عمومی جامعه داشته باشد؟

آیا نیاز به نظارت بر محتوای تبلیغاتی بیلبوردها در سطح شهر نمی باشد؟ نظر شما در این رابطه چیست؟

مقالات

آینده هنر در مشهد؛ از مصرف فرهنگی تا تولید فرهنگی !

در بسیاری از شهرها، هنر سال‌ها در قالب «مصرف فرهنگی» تعریف شده است؛یعنی چیزی که دیده می‌شود، تجربه می‌شود، لذت برده می‌شود و در نهایت تمام می‌شود.نمایشگاه‌ها، رویدادها، جشنواره‌ها و برنامه‌های هنری، اغلب در این چارچوب قرار می‌گیرند:تولید محتوا برای مصرف مخاطب.

اقتصاد هنر در مشهد؛ هنر چگونه به یک حرفه پایدار تبدیل می‌شود؟

در نگاه سنتی، هنر اغلب در مرز میان «علاقه شخصی» و «فعالیت فرهنگی» تعریف می‌شد؛چیزی که ارزش معنوی دارد، اما الزاماً یک مسیر اقتصادی پایدار محسوب نمی‌شود.

هیاهو بر سر هیچ!

در سال‌های اخیر، فضای هنری مشهد به شدت تحت تاثیر رقابت برای دیده شدن قرار گرفته است. نمایش‌های پرزرق و برق، ایونت‌های شلوغ و تمرکز بیش از حد بر حضور رسانه‌ای، به جای ارتقای کیفیت محتوا، به یک بازی نمایش و تصویرسازی شخصی تبدیل شده‌اند. این روند نشان می‌دهد که در بسیاری از پروژه‌های هنری، اولویت نه بر خلق اثر و انتقال تجربه، بلکه بر جلب توجه مخاطب و افزایش دیده شدن فرد یا گروه است.

حیف پول؛ پروژه‌ای که هنر را قربانی کرد

 اگر مردم بدانند چه حجم عظیمی از بودجه، نیروهای انسانی و منابع صرف پروژه‌های «استقبال از بهار» می‌شود، احتمالاً هیچ‌کس راضی به ادامه آن نبود. هزینه‌های کلان برای المان‌های هنری، پروژه‌های نمایشی، سیستم‌های در اختیار و رسانه‌هایی که مدیریت می‌شوند، اغلب با نتیجه‌ای بسیار سطحی و حتی ناکارآمد همراه است.