مجسمه شکوه فردوسی

مجسمه ای که هرگز نصب نشد

قرار بر این بود بر فراز بام بلند دانشگاه فردوسی، در میان میدان علوم، مجسمه ای از فخر ادبیات ایران زمین فردوسی بزرگ نصب شود. تندیسی از جنس غرور و شکوه. این مجسمه که به نام “شکوه فردوسی” شناخته می‌شود، در سال 1399 به سفارش حسین ثابت، کارآفرین نامدار ایرانی، جان گرفت؛ اما گویی تقدیر بر آن بود که این داستان، ناتمام بماند.

جنس این پیکر حماسی، فایبر گلاس است و محاسبه‌ی دقیق ارتفاع آن، یکی از چالش‌های اصلی در طراحی‌اش بود. محاسبات فنی و ایستایی مجسمه، پیش بینی ساخت و جانمایی صاعقه گیر و امکان اکران تری دی مپینگ و گالری آثار هنری در پایه پروژه از ویژگیهای منحصر به فرد پروژه است که به تائید کارشناسان اروپایی شرکت تجارت بین المللی ثابت نیز رسیده است. مجسمه شکوه فردوسی با 38 متر ارتفاع، بزرگترین مجسمه مفاخر ادبی در جهان است و بی‌شک، نگینی درخشان بر تارکِ ایرانِ بزرگ می‌شد.اما افسوس که این تندیس، تا کنون اجازه‌ی نصب نیافته و همچون نگینی تراش‌خورده در گنجینه‌ای پنهان، در انتظار مکانی برای درخشیدن است. گویی دریغ می‌کنند از این سرزمین که مجسمه‌ای در خور شان شاعر حماسه‌سرای خود داشته باشد.

با وجودِ تمامِ این موانع، “مجسمه‌ی شکوه فردوسی” همچنان در انتظارِ روزی است که بر فرازِ میدانِ علوم دانشگاه فردوسی مشهد، برافراشته شود و به نظاره‌گرِ نسل‌های آینده و راویِ حماسه‌هایِ سرزمینِ پهلوانان و سخنوران باشد.

نامِ این مجسمه، گرچه در فهرستِ بلندبالایِ مجسمه‌هایِ ایران جای نگرفته، اما در یاد و خاطره‌ی هر ایرانیِ هنرپرور می ماند وحکایتی به ما می‌آموزد، هنرِ اصیل، حتی در تاریکیِ موانع، درخششِ خود را از دست نمی‌دهد و منتظرِ روزی است که خورشیدِ حمایت بر آن بتابد و شکوهِ خود را به رخِ جهانیان بکشاند.روزگاری که این مجسمه به جایگاه واقعی خود برسد و نامش در زمره‌ی افتخارات ایران زمین جای گیرد، روزی خواهد بود که حماسه‌ی شکوه فردوسی به تمامی معنا رقم خورده باشد.

مقالات

دانشگاه هنر مشهد؛ آموزش یا صرفاً مدرک ‌بازی؟

مشهد به‌عنوان یکی از شهرهای فرهنگی ایران، با وجود ظرفیت‌های هنری گسترده، هنوز با چالش‌های جدی در آموزش هنر روبه‌روست. اگرچه دانشگاه هنر به صورت محدود و چند موسسه خصوصی و آزاد در شهر فعالیت دارند، اما کیفیت آموزشی، نظام انتخاب دانشجو و اساتید، سرفصل‌ها و حتی اعتبار مدارک اغلب با نیاز واقعی بازار و اکوسیستم خلاق همخوانی ندارد.

حیف پول؛ پروژه‌ای که هنر را قربانی کرد

 اگر مردم بدانند چه حجم عظیمی از بودجه، نیروهای انسانی و منابع صرف پروژه‌های «استقبال از بهار» می‌شود، احتمالاً هیچ‌کس راضی به ادامه آن نبود. هزینه‌های کلان برای المان‌های هنری، پروژه‌های نمایشی، سیستم‌های در اختیار و رسانه‌هایی که مدیریت می‌شوند، اغلب با نتیجه‌ای بسیار سطحی و حتی ناکارآمد همراه است.

هجرت هنرمندان مشهد؛ وقتی استعدادها سکوت می‌کنند

مشهد، شهری که روزی مهد هنر و خلاقیت بود، امروز شاهد هجرت ناگزیر هنرمندانش است؛ هنرمندانی که با امید به رشد و شکوفایی وارد صحنه شده‌اند، اما ناچارند در سکوت و سرخوردگی شهر خود را ترک کنند. این هجرت نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار است؛ اجبار به ترک شهری که توان و ظرفیت شنیدن، حمایت و ارزش‌گذاری به خلاقیت را ندارد.

ایونت‌های هنری بی‌خاصیت!

مشهد در سال‌های اخیر میزبان رشد چشمگیر ایونت‌های هنری بوده، اما بسیاری از این برنامه‌ها بیشتر روی ظاهر و نمایشی بودن تمرکز دارند تا کیفیت محتوا. سخنرانانی که بیشتر به عکس روی پوستر و دیده شدن خود فکر می‌کنند، برنامه‌ها را تبدیل به صحنه‌ای از نمایش شخصی می‌کنند و کمتر به انتقال دانش، تجربه یا خلاقیت می‌پردازند. نور و جلوه‌های بصری به جای محتوا برجسته شده و تجربه واقعی مخاطب قربانی می‌شود.