دانشگاه هنر مشهد؛ آموزش یا صرفاً مدرک بازی؟
محسن سراجی/طراح تماتیک و مدیر خلاقیت
یکی از مشکلات اصلی، سیستم پذیرش و گزینش دانشجو است. بسیاری از موسسات آموزشی بیشتر به دنبال پر کردن ظرفیت هستند تا جذب استعداد واقعی و خلاق. این روند باعث میشود کیفیت آموزشی پایین بیاید و دانشجویان با مهارتهای ناقص وارد بازار کار شوند.
عامل دیگر، انتخاب اساتید و سرفصلهاست. در بسیاری از موارد، اساتید به جای اینکه تجربه عملی و ارتباط با بازار هنر داشته باشند، بیشتر به سوابق دانشگاهی یا ارتباطات اداری تکیه میکنند. سرفصلها نیز اغلب کپیشده، تکراری و بدون بهروزرسانی با تحولات خلاقیت و نیازهای بازار هستند. نتیجه آن، آموزش تئوریک و غیرکاربردی است که دانشجویان را برای ورود به بازار واقعی آماده نمیکند.
مسئله دیگر، ارتباط ضعیف با بازار و اکوسیستم خلاق است. فارغالتحصیلان اغلب با تجربه محدود و بدون شبکه حرفهای از دانشگاه خارج میشوند و نمیتوانند در پروژههای واقعی مشارکت کنند. این فاصله بین آموزش و بازار، به نارضایتی هنرمندان جوان و کمبود نیروی متخصص منجر میشود و اکوسیستم هنر مشهد را تضعیف میکند.
در نهایت، دانشگاه و موسسات آموزش هنر مشهد تنها زمانی میتوانند نقش واقعی خود را ایفا کنند که انتخاب دانشجو، کیفیت اساتید، سرفصلها و ارتباط با بازار هنری بازنگری جدی شود. بدون اصلاح این نقاط ضعف، آموزش هنر در مشهد به چیزی بیش از مدرکبازی و پر کردن صندلیها بدل نخواهد شد.