سردیس بزرگ فردوسی

حماسه‌سرای توس در قلب دانشگاه فردوسی

بر فراز میدان دانش، نگهبانی از جنس حماسه و فرهنگ

در قلب دانشگاه فردوسی، جایی که نام بلندترین حماسه‌سرای ایران بر سر آن نقش بسته، تندیسی باشکوه برافراشته شده است. سردیس ابوالقاسم فردوسی، شاعر بی‌بدیل ایرانی، با 8 متر ارتفاع، به مثابه پرچمی از حماسه و هویت ایرانی، بر فراز میدان ایستاده و نظاره‌گر دانشجویان و رهگذران است. این سردیس که در سال 1400 هجری شمسی ساخته و نصب شده، عنوان بزرگترین سردیس فردوسی در ایران را به خود اختصاص داده و یادآور داستان ها و حکمت‌های شاهنامه برای نسل امروز است.

تندیسی برگرفته از نگاهی نو به حماسه

طراحی این تندیس برگرفته از مجسمه فردوسی اثر ابوالحسن خان صدیقی، مجسمه‌ساز برجسته ایرانی، است. محسن سراجی، مدیر هنری پروژه ساخت و طراحی این سردیس، در این باره می‌گوید: “در طراحی این تندیس، با نگاهی مدرن و انتزاعی به مقام و منزلت این شاعر بزرگ ادای احترام شده است. اتود اولیه مجسمه فردوسی تحت تأثیر پنج ایده محوری توسط یک کارگروه فنی و محتوایی که جمعی از هنرمندان و نخبگان در آن حضور داشتند، شکل گرفت و در نهایت به سرپرستی پوریا ثابت به جمع‌بندی رسید. این پنج کانسپت اصلی شامل انتشار اندیشه فردوسی، اشاره به ماندگاری و پابرجایی ابیات فردوسی پس از گذار قرن‌ها و سده‌ها، ایجاد ریتم در تندیس، اعتنا به بیت مشهور «بسی رنج بردم در این سال سی/عجم زنده کردم بدین پارسی» و آشنایی زدایی از اثر هنری می‌شود. تلاش ما بر این بود که ضمن حفظ شکوه و عظمت فردوسی، تندیسی خلق کنیم که با زبان روزگار امروز سخن بگوید و با نسل جوان ارتباط برقرار کند.”

یکی از چالش‌های اصلی در طراحی این سردیس، ایجاد پیوندی عاطفی بین مخاطب و تندیس بود. سراجی در این باره می‌گوید: “نگاه انتزاعی به فردوسی، می‌توانست باعث ایجاد فاصله بین مخاطب و تندیس شود. خوشبختانه پس از نصب سردیس و استقبال دانشگاهیان از آن، این نگرانی برطرف شد و شاهد بودیم که مخاطبان به خوبی با تندیس ارتباط برقرار می‌کنند.”

در ساخت این اثر فاخر، از متریال‌های مختلفی همچون فایبرگلاس، رزین، گچ و سایر تثبیت کننده‌ها استفاده شده است. همچنین سازه اصلی آن از جنس فولاد است تا در برابر شرایط جوی مختلف، از استحکام و ماندگاری بالایی برخوردار باشد.

یکی از نکات جالب در مورد نصب این مجسمه، انتقال و نصب آن به صورت یک تکه بود. سراجی در این باره می‌گوید: “معمولاً مجسمه‌هایی با این ابعاد، در چند قطعه به محل نصب منتقل و در آنجا مونتاژ می‌شوند. اما با توجه به محدودیت زمان و تغییرات در مدیریت دانشگاه، مجبور شدیم مجسمه را به طور کامل با تریلی از کارگاه ساخت به میدان اصلی منتقل و نصب کنیم.”

حضور این سردیس در دانشگاه فردوسی، که به نام این شاعر نامگذاری شده است، یادآور میراث گرانبهای فرهنگی ایران و اهمیت حماسه شاهنامه در پاسداری از هویت ملی و ارزش‌های ایرانی است. دانشجویان و بازدیدکنندگان می‌توانند با نظاره این تندیس، ضمن ادای احترام به فردوسی، با حماسه‌های شاهنامه و پیام‌های والای آن آشنا شده و در غنی‌سازی روح و اندیشه خود گام بردارند.

بی‌شک، نصب این سردیس در دانشگاه فردوسی، اقدامی ارزشمند در جهت ترویج فرهنگ و ادب فارسی و ارتباط نسل جوان با گنجینه‌های گرانبهای فرهنگی ایران است. این تندیس، یادآور حماسه‌ها و رشادت‌های نیاکانمان خواهد بود و مشعل فروزان هویت ایرانی را در قلب نسل جوان روشن نگه خواهد داشت.

مقالات

گالری‌ها در مشهد؛ آیا زیرساخت کافی برای هنر معاصر وجود دارد؟

گالری، در ظاهر ساده‌ترین بخش اکوسیستم هنر به نظر می‌رسد؛ فضایی برای نمایش آثار، برگزاری نمایشگاه و ارتباط میان هنرمند و مخاطب. اما در واقع، گالری‌ها یکی از مهم‌ترین «زیرساخت‌های تعیین‌کننده» در شکل‌گیری هنر معاصر هستند؛ چون جایی هستند که هنر از مرحله تولید وارد مرحله دیده‌شدن و معنا شدن می‌شود.

رابطه شهر و روایت بصری؛ مشهد چگونه دیده می‌شود؟

هر شهر فقط یک جغرافیا نیست؛ بلکه یک «تصویر ذهنی» هم هست.تصویری که از ترکیب تجربه‌های زیسته، رسانه‌ها، معماری، فضاهای عمومی، تبلیغات شهری و آثار هنری شکل می‌گیرد.در این میان، مشهد یکی از شهرهایی است که روایت بصری آن هم‌زمان چندلایه، پیچیده و گاه متضاد است.

جشنواره‌ها و رویدادهای هنری در مشهد؛ تولید جریان یا رویدادهای مقطعی؟

جشنواره‌ها و رویدادهای هنری، یکی از مهم‌ترین ابزارهای توسعه فرهنگی در هر شهر هستند؛جایی که هنر از فضای فردی و گالری‌ها خارج می‌شود و به سطح عمومی جامعه وارد می‌گردد.در ظاهر، این رویدادها می‌توانند موتور محرک جریان هنری باشند؛اما در عمل، یک سؤال اساسی همیشه باقی می‌ماند: آیا این رویدادها در مشهد «جریان هنری» تولید می‌کنند یا صرفاً مجموعه‌ای از اتفاقات مقطعی هستند؟

آینده هنر در مشهد؛ از مصرف فرهنگی تا تولید فرهنگی !

در بسیاری از شهرها، هنر سال‌ها در قالب «مصرف فرهنگی» تعریف شده است؛یعنی چیزی که دیده می‌شود، تجربه می‌شود، لذت برده می‌شود و در نهایت تمام می‌شود.نمایشگاه‌ها، رویدادها، جشنواره‌ها و برنامه‌های هنری، اغلب در این چارچوب قرار می‌گیرند:تولید محتوا برای مصرف مخاطب.