فسیلهای دوستداشتنی
محسن سراجی / مدیر خلاقیت و آینده پژوه
نقدی بر پیشکسوتانی که به روز نیستند …
پیشکسوتی در هنر، اگر با یادگیری مستمر همراه نباشد، از سرمایه به مانع تبدیل میشود. تجربهای که بهروز نمیشود، هرچند محترم و حتی دوستداشتنی باشد، در عمل میتواند به اکوسیستم خلاقیت آسیب بزند. مسئله، سن یا سابقه نیست؛ مسئله توقف است.
در فضای هنر مشهد، رواج چنین تفکری به تثبیت الگوهای آموزشی تکراری و سلیقههای امن انجامیده است؛ الگوهایی که بهجای تشویق تجربهگری، بازتولید گذشته را فضیلت میدانند. نتیجه آن، کاهش جسارت خلاق، شکلگیری خودسانسوری و محدود شدن زبان معاصر هنر است؛ وضعیتی که در آن هنرمند جوان پیش از آنکه امکان خطا و کشف داشته باشد، ناچار به انطباق میشود.
این چهرهها اغلب نیّت بدی ندارند؛ برعکس، بسیاری از آنها سرمایههای انسانی و بخشی از حافظه فرهنگی شهرند. اما همین «دوستداشتنی بودن»، وقتی با توقف یادگیری همراه میشود، اثر آسیبزا پیدا میکند. احترام بیچونوچرا به تجربههای منجمد، به مرور مسیر نوآوری را کند و استعدادها را به حاشیه یا مهاجرت سوق میدهد.
پیشکسوت واقعی کسی نیست که زودتر شروع کرده، بلکه کسی است که دیرتر متوقف میشود. اکوسیستم هنر مشهد، بیش از هر چیز، به گفتوگوی بیننسلی و مربیانی نیاز دارد کههنوز جرأت بهروز شدن و حتی شاگرد ماندن را حفظ کردهاند؛ وگرنه فسیلها، هرچند دوستداشتنی، ناخواسته به فرسایش خلاقیت کمک میکنند.