مقالات
دانشگاه هنر مشهد؛ آموزش یا صرفاً مدرک بازی؟
مشهد بهعنوان یکی از شهرهای فرهنگی ایران، با وجود ظرفیتهای هنری گسترده، هنوز با چالشهای جدی در آموزش هنر روبهروست. اگرچه دانشگاه هنر به صورت محدود و چند موسسه خصوصی و آزاد در شهر فعالیت دارند، اما کیفیت آموزشی، نظام انتخاب دانشجو و اساتید، سرفصلها و حتی اعتبار مدارک اغلب با نیاز واقعی بازار و اکوسیستم خلاق همخوانی ندارد.
حیف پول؛ پروژهای که هنر را قربانی کرد
اگر مردم بدانند چه حجم عظیمی از بودجه، نیروهای انسانی و منابع صرف پروژههای «استقبال از بهار» میشود، احتمالاً هیچکس راضی به ادامه آن نبود. هزینههای کلان برای المانهای هنری، پروژههای نمایشی، سیستمهای در اختیار و رسانههایی که مدیریت میشوند، اغلب با نتیجهای بسیار سطحی و حتی ناکارآمد همراه است.
هجرت هنرمندان مشهد؛ وقتی استعدادها سکوت میکنند
مشهد، شهری که روزی مهد هنر و خلاقیت بود، امروز شاهد هجرت ناگزیر هنرمندانش است؛ هنرمندانی که با امید به رشد و شکوفایی وارد صحنه شدهاند، اما ناچارند در سکوت و سرخوردگی شهر خود را ترک کنند. این هجرت نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار است؛ اجبار به ترک شهری که توان و ظرفیت شنیدن، حمایت و ارزشگذاری به خلاقیت را ندارد.
مرگ رسانه مستقل
رسانه مستقل، قلب تپنده هر اکوسیستم فرهنگی و هنری است. جایی که ایدههای تازه، نقدهای صادقانه و صداهای متفاوت میتوانند شنیده شوند و مسیر گفتوگو، خلاقیت و نوآوری باز بماند. اما در مشهد، نشانههای مرگ رسانه مستقل دیده میشود: محدودیتها، تمرکز قدرت، انحصار دسترسیها و فضای اقتصادی ناپایدار باعث شده بسیاری از رسانههای کوچک و مستقل، توان ادامه فعالیت خود را از دست بدهند.
ایونتهای هنری بیخاصیت!
مشهد در سالهای اخیر میزبان رشد چشمگیر ایونتهای هنری بوده، اما بسیاری از این برنامهها بیشتر روی ظاهر و نمایشی بودن تمرکز دارند تا کیفیت محتوا. سخنرانانی که بیشتر به عکس روی پوستر و دیده شدن خود فکر میکنند، برنامهها را تبدیل به صحنهای از نمایش شخصی میکنند و کمتر به انتقال دانش، تجربه یا خلاقیت میپردازند. نور و جلوههای بصری به جای محتوا برجسته شده و تجربه واقعی...
پادکست مشهد، انحصاری نمایشی
پادکست به یکی از مهمترین ابزارهای روایت و خلاقیت شهری در مشهد تبدیل شده، اما متأسفانه این فضا در انحصار افرادی درآمده که به واسطه حضور در صدا و سیما یا رادیو، خود را پرچمدار حرفه میدانند. این افراد در عمل تولید خلاق و مستقل قابل توجهی ندارند و با اعتبار گذشته، مسیر را برای تازه واردان و صدای مستقل تنگ کردهاند.
حاشیهای که مهم شد
اختلاف نظر میان مسعود حکمآبادی و رضا صابری، دو پیشکسوت تئاتر مشهد، به سرعت در رسانهها و شبکههای هنری شهر برجسته شد. این حاشیه، هرچند توجه ایجاد میکند، اما در واقع نمونهای است از دعواهایی که نه برنده دارند و نه نتیجهای مثبت برای اکوسیستم خلاق شهر به بار میآورند.
بیلبوردهای مشهد: شلوغ، خراب و بینظم
بیلبورد، ابزار مهم تبلیغات شهری و بخشی از هویت بصری شهر است. اما در مشهد، وضعیت بیلبوردها چیزی جز آشفتگی و هرجومرج نیست. فونتهای بیکیفیت، تصاویر تکراری، جایابی نامناسب و نصب بیقاعده، نه پیام تبلیغاتی را منتقل میکند و نه چشمانداز شهری را زیبا میسازد. نتیجه، تجربه بصری خستهکننده و تصویر شهری آسیبخورده برای شهروندان و گردشگران است.
نسل Z: خلاقیتی که بازار هنوز آن را نمیفهمد
نسل تازهای از هنرمندان مشهد با زبان نو و روایت شخصی وارد میدان شدهاند، اما بازار هنر و سیستمهای قدیمی هنوز آماده پذیرش آنها نیستند.
فسیلهای دوستداشتنی
پیشکسوتی در هنر، اگر با یادگیری مستمر همراه نباشد، از سرمایه به مانع تبدیل میشود. تجربهای که بهروز نمیشود، هرچند محترم و حتی دوستداشتنی باشد، در عمل میتواند به اکوسیستم خلاقیت آسیب بزند. مسئله، سن یا سابقه نیست؛ مسئله توقف است.
«اَفتو»؛ مسئلهای فراتر از یک شخصیتپردازی
کاراکتر اَفتو نمونهای است که نشان میدهد «محبوبیت لحظهای» الزاماً برابر با «هویت پایدار» نیست. در نگاه اول، اَفتو تلاش میکند نمایندهی نسل جدید باشد؛ پرانرژی، جسور و درگیر چالشهای روزمره. اما مشکل دقیقاً از همینجا شروع میشود.
“ساختار و مبانی طراحی پارکهای موضوعی” منتشر شد
پس از بیش از دو سال تلاش جمعی، کتاب "ساختار و مبانی طراحی پارکهای موضوعی"، دومین اثر از مجموعه کتابهای طراحی تم پارکها، ترجمه و توسط انتشارات سخن گستر منتشر شد.