چالشهای گفتمان نسل Z با حکمرانی شهری

محسن سراجی | مدیرخلاقیت و آینده پژوه

نسل Z، به عنوان نسلی که با فناوری‌های دیجیتال و اینترنت رشد کرده است، نیازهای اجتماعی متفاوتی نسبت به نسل‌های قبل دارد. در ایران، این نسل با چالش‌ها و فرصت‌های منحصربه‌فردی روبرو است که نیازمند توجه ویژه از سوی سیاست‌گذاران و مدیران فرهنگی است. برای ایجاد گفتمانی مؤثر با نسل Z، لازم است که نظام تصمیم‌سازی کشور بر اساس فرهنگ و نیازهای این نسل بازتعریف شود.

یکی از اساسی‌ترین نیازهای نسل Z، دسترسی به اطلاعات و مشارکت فعال در فرآیندهای اجتماعی و سیاسی است. این نسل به واسطه ارتباطات دیجیتال و دسترسی سریع به اطلاعات، به آگاهی و درک عمیقی از مسائل جهانی دست یافته است و تمایل دارد در گفتگوهای جهانی حضور فعالی داشته باشد. برای پاسخگویی به این نیاز، آینده‌پژوهی و ایجاد گفتگوهای بین‌المللی با تمرکز بر مسائل مرتبط با نسل Z، ضروری است.

پایش و بازنگری نگاه‌های سنتی به زیست‌بوم نوجوانان یکی از دیگر از اولویت‌های حکمرانی در مواجهه با نسل Z است. دیدگاه‌های قدیمی و سنتی ممکن است نتوانند پاسخگوی نیازهای جدید و متغیر این نسل باشند. ایجاد یک گفتمان واقعی که بازتاب‌دهنده تجربیات و انتظارات واقعی نسل Z باشد، می‌تواند به شکل‌گیری سیاست‌های اثربخش‌تر کمک کند.

صنایع خلاق، به ویژه در زمینه‌های دیجیتال و رسانه‌های اجتماعی، می‌توانند نقش کلیدی در ایجاد این گفتمان ایفا کنند. این صنایع، با بهره‌گیری از نوآوری و خلاقیت، قادرند تا محتوایی تولید کنند که هم جذابیت لازم برای نسل Z را داشته باشد و هم ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی مورد نظر را منتقل کند. این محتوا می‌تواند شامل محصولات فرهنگی مانند فیلم، موسیقی، بازی‌های ویدئویی و محتوای دیجیتال باشد که همه به نحوی می‌توانند با نسل Z ارتباط برقرار کنند.

در نهایت، جایگاه صنایع خلاق در گفتمان مؤثر با نسل Z باید به عنوان یک ابزار کلیدی در نظر گرفته شود که قادر است پل ارتباطی بین نسل‌های مختلف و نهادهای حکومتی برقرار کند. با استفاده از ظرفیت‌های این صنایع، می‌توان به نیازهای نسل Z پاسخ داد و در عین حال ارزش‌ها و هویت فرهنگی جامعه را حفظ و تقویت کرد. این رویکرد می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی نسل Z و تقویت ارتباط آنها با ساختارهای حکومتی و اجتماعی کمک کند، و در نتیجه به ایجاد جامعه‌ای پویا و مبتنی بر مشارکت و همکاری منجر شود.

مقالات

نقش مشهد در نقشه هنر ایران؛ مرکز فرهنگی یا حاشیه خلاق؟

در نقشه هنر ایران، همیشه چند شهر به‌عنوان نقاط مرجع شناخته شده‌اند؛ شهرهایی که تولید هنری، بازار هنر، گالری‌ها، رویدادها و جریان‌های فکری در آن‌ها تمرکز بیشتری دارد. در این میان، مشهد جایگاهی پیچیده و چندلایه دارد؛ نه کاملاً در مرکز، و نه کاملاً در حاشیه.

هنر شهری در مشهد؛ چرا شهر کمتر با هنر زندگی می‌کند؟

هنر شهری در ساده‌ترین تعریف، زمانی اتفاق می‌افتد که هنر از فضای بسته گالری‌ها و موزه‌ها خارج شود و وارد زندگی روزمره مردم شود؛در خیابان، میدان، ایستگاه، دیوار، پارک و حتی در ریتم حرکت شهر.

نسل جدید هنرمندان مشهد؛ از آموزش آکادمیک تا مسیرهای مستقل !

در هر دوره‌ای از تاریخ هنر، یک نقطه انتقال وجود دارد؛ جایی که نسل جدید هنرمندان، آرام‌آرام از الگوهای آموزشی سنتی فاصله می‌گیرند و مسیرهای شخصی‌تری برای خلق و زیست هنری خود انتخاب می‌کنند.

رابطه شهر و روایت بصری؛ مشهد چگونه دیده می‌شود؟

هر شهر فقط یک جغرافیا نیست؛ بلکه یک «تصویر ذهنی» هم هست.تصویری که از ترکیب تجربه‌های زیسته، رسانه‌ها، معماری، فضاهای عمومی، تبلیغات شهری و آثار هنری شکل می‌گیرد.در این میان، مشهد یکی از شهرهایی است که روایت بصری آن هم‌زمان چندلایه، پیچیده و گاه متضاد است.