فسیل‌های دوست‌داشتنی

محسن سراجی / مدیر خلاقیت و آینده پژوه

نقدی بر پیشکسوتانی که به روز نیستند …

پیشکسوتی در هنر، اگر با یادگیری مستمر همراه نباشد، از سرمایه به مانع تبدیل می‌شود. تجربه‌ای که به‌روز نمی‌شود، هرچند محترم و حتی دوست‌داشتنی باشد، در عمل می‌تواند به اکوسیستم خلاقیت آسیب بزند. مسئله، سن یا سابقه نیست؛ مسئله توقف است.

در فضای هنر مشهد، رواج چنین تفکری به تثبیت الگوهای آموزشی تکراری و سلیقه‌های امن انجامیده است؛ الگوهایی که به‌جای تشویق تجربه‌گری، بازتولید گذشته را فضیلت می‌دانند. نتیجه آن، کاهش جسارت خلاق، شکل‌گیری خودسانسوری و محدود شدن زبان معاصر هنر است؛ وضعیتی که در آن هنرمند جوان پیش از آن‌که امکان خطا و کشف داشته باشد، ناچار به انطباق می‌شود.

این چهره‌ها اغلب نیّت بدی ندارند؛ برعکس، بسیاری از آن‌ها سرمایه‌های انسانی و بخشی از حافظه فرهنگی شهرند. اما همین «دوست‌داشتنی بودن»، وقتی با توقف یادگیری همراه می‌شود، اثر آسیب‌زا پیدا می‌کند. احترام بی‌چون‌وچرا به تجربه‌های منجمد، به مرور مسیر نوآوری را کند و استعدادها را به حاشیه یا مهاجرت سوق می‌دهد.

پیشکسوت واقعی کسی نیست که زودتر شروع کرده، بلکه کسی است که دیرتر متوقف می‌شود. اکوسیستم هنر مشهد، بیش از هر چیز، به گفت‌وگوی بین‌نسلی و مربیانی نیاز دارد کههنوز جرأت به‌روز شدن و حتی شاگرد ماندن را حفظ کرده‌اند؛ وگرنه فسیل‌ها، هرچند دوست‌داشتنی، ناخواسته به فرسایش خلاقیت کمک می‌کنند.

مقالات

گالری‌ها در مشهد؛ آیا زیرساخت کافی برای هنر معاصر وجود دارد؟

گالری، در ظاهر ساده‌ترین بخش اکوسیستم هنر به نظر می‌رسد؛ فضایی برای نمایش آثار، برگزاری نمایشگاه و ارتباط میان هنرمند و مخاطب. اما در واقع، گالری‌ها یکی از مهم‌ترین «زیرساخت‌های تعیین‌کننده» در شکل‌گیری هنر معاصر هستند؛ چون جایی هستند که هنر از مرحله تولید وارد مرحله دیده‌شدن و معنا شدن می‌شود.

رابطه شهر و روایت بصری؛ مشهد چگونه دیده می‌شود؟

هر شهر فقط یک جغرافیا نیست؛ بلکه یک «تصویر ذهنی» هم هست.تصویری که از ترکیب تجربه‌های زیسته، رسانه‌ها، معماری، فضاهای عمومی، تبلیغات شهری و آثار هنری شکل می‌گیرد.در این میان، مشهد یکی از شهرهایی است که روایت بصری آن هم‌زمان چندلایه، پیچیده و گاه متضاد است.

جشنواره‌ها و رویدادهای هنری در مشهد؛ تولید جریان یا رویدادهای مقطعی؟

جشنواره‌ها و رویدادهای هنری، یکی از مهم‌ترین ابزارهای توسعه فرهنگی در هر شهر هستند؛جایی که هنر از فضای فردی و گالری‌ها خارج می‌شود و به سطح عمومی جامعه وارد می‌گردد.در ظاهر، این رویدادها می‌توانند موتور محرک جریان هنری باشند؛اما در عمل، یک سؤال اساسی همیشه باقی می‌ماند: آیا این رویدادها در مشهد «جریان هنری» تولید می‌کنند یا صرفاً مجموعه‌ای از اتفاقات مقطعی هستند؟

آینده هنر در مشهد؛ از مصرف فرهنگی تا تولید فرهنگی !

در بسیاری از شهرها، هنر سال‌ها در قالب «مصرف فرهنگی» تعریف شده است؛یعنی چیزی که دیده می‌شود، تجربه می‌شود، لذت برده می‌شود و در نهایت تمام می‌شود.نمایشگاه‌ها، رویدادها، جشنواره‌ها و برنامه‌های هنری، اغلب در این چارچوب قرار می‌گیرند:تولید محتوا برای مصرف مخاطب.