مجسمه رستم و اژدها در خلیج فارس: بازتابی از دلاوری و پاکی در دل امواج

بر پهنه ی نیلگون خلیج فارس، تندیسِ نبرد رستم و اژدها، یادآور حماسه ی جاودان شاهنامه، سر بر افراشته است. این مجسمه ی فاخربا ارتفاع 10 متر، که نخستین مجسمه در آب های ایران به شمار می رود، ثمره ی خلاقیت و ظرافت هنرمندان ایرانی است که بر اساس طرحی از استاد محمود فرشچیان، حماسه ی خان سوم شاهنامه را به شکلی بدیع و جاودانه، در معرض دید همگان قرار داده اند.

در روایت های شاهنامه آمده است که پس از نبردی جانانه، رستم پهلوان، اژدهای پلید را مغلوب و از پای در می آورد. از پیکره ی اژدها، خونِ تیره ای جاری می شود که سیلِ بارانی آن را شستشو می دهد و زمین را از پلیدی پاک می کند. مجسمه ی رستم و اژدها در بوشهر، نمادی از این پاکی و روشنایی است که از دل دلاوری و مبارزه با تاریکی و پلیدی سرچشمه می گیرد.

ایده ی ساخت این مجسمه ی حماسی، از ابتکارات شهرداری بوشهر بود که با هدف خلق اثری ماندگار و نمادی درخشان از فرهنگ و تاریخ ایران، به ثمر نشست. اما خلق این اثر فاخر، بدون چالش و دشواری میسر نبود. ظرافت و پیچیدگی طراحی مجسمه، به ویژه به دلیل وجود سه شخصیت در هم تنیده، نیازمند تبحر و ظرافت هنرمندان مجسمه ساز بود.

اما بدون شک، بزرگترین چالش این پروژه، نصب آن در دل دریا بود. برای نخستین بار در ایران، مجسمه ای عظیم در فاصله ی 200 متری از ساحل، در پهنه ی خلیج فارس نصب می شد. این کار ظریف و حساس، نیازمند برنامه ریزی دقیق و محاسبات فنی پیچیده بود. نصب این مجسمه در یک بازه ی زمانی 20 روزه از اواخر اسفند تا اواسط فروردین، همزمان با طولانی ترین جزر و مد سال در بندر بوشهر، ظرافت و دقت عمل تیم طراحان و مجریان این پروژه را به وضوح به نمایش می گذارد.

متریال به کار رفته در ساخت این مجسمه، فایبر گلاس است و برای محافظت از آن در برابر امواج و خوردگی آب دریا، از پوشش اپوکسی استفاده شده است.

مجسمه ی نبرد رستم و اژدها، به عنوان نمادی از فرهنگ، تاریخ و هویت ایران، نه تنها جاذبه ای گردشگری منحصر به فرد برای شهر بوشهر محسوب می شود، بلکه یادآور رشادت ها، دلاوری ها و فداکاری های پهلوانان این مرز و بوم است و حماسه ی جاودانه ی نبرد خیر و شر را در اذهان زنده نگه می دارد.

مقالات

گالری‌ها در مشهد؛ آیا زیرساخت کافی برای هنر معاصر وجود دارد؟

گالری، در ظاهر ساده‌ترین بخش اکوسیستم هنر به نظر می‌رسد؛ فضایی برای نمایش آثار، برگزاری نمایشگاه و ارتباط میان هنرمند و مخاطب. اما در واقع، گالری‌ها یکی از مهم‌ترین «زیرساخت‌های تعیین‌کننده» در شکل‌گیری هنر معاصر هستند؛ چون جایی هستند که هنر از مرحله تولید وارد مرحله دیده‌شدن و معنا شدن می‌شود.

رابطه شهر و روایت بصری؛ مشهد چگونه دیده می‌شود؟

هر شهر فقط یک جغرافیا نیست؛ بلکه یک «تصویر ذهنی» هم هست.تصویری که از ترکیب تجربه‌های زیسته، رسانه‌ها، معماری، فضاهای عمومی، تبلیغات شهری و آثار هنری شکل می‌گیرد.در این میان، مشهد یکی از شهرهایی است که روایت بصری آن هم‌زمان چندلایه، پیچیده و گاه متضاد است.

جشنواره‌ها و رویدادهای هنری در مشهد؛ تولید جریان یا رویدادهای مقطعی؟

جشنواره‌ها و رویدادهای هنری، یکی از مهم‌ترین ابزارهای توسعه فرهنگی در هر شهر هستند؛جایی که هنر از فضای فردی و گالری‌ها خارج می‌شود و به سطح عمومی جامعه وارد می‌گردد.در ظاهر، این رویدادها می‌توانند موتور محرک جریان هنری باشند؛اما در عمل، یک سؤال اساسی همیشه باقی می‌ماند: آیا این رویدادها در مشهد «جریان هنری» تولید می‌کنند یا صرفاً مجموعه‌ای از اتفاقات مقطعی هستند؟

آینده هنر در مشهد؛ از مصرف فرهنگی تا تولید فرهنگی !

در بسیاری از شهرها، هنر سال‌ها در قالب «مصرف فرهنگی» تعریف شده است؛یعنی چیزی که دیده می‌شود، تجربه می‌شود، لذت برده می‌شود و در نهایت تمام می‌شود.نمایشگاه‌ها، رویدادها، جشنواره‌ها و برنامه‌های هنری، اغلب در این چارچوب قرار می‌گیرند:تولید محتوا برای مصرف مخاطب.